آیا کوچی ها چهره دگری از طالبان نیست؟

آیا کوچی ها چهره دگری از طالبان نیست؟
افغانستان همواره به عنوان یک کشور که موقعیت استراتیژیکی فوق العاده مهم برای قدرتهای بزرگ داشته به شمار میرفته و دایماً اهداف های بیگانه درین سرزمین تطبیق شده است.
این گونه فعالیت ها از دیر باز به این سو به اشکال مختلف توسط راهکار های مشخص و قابل اجرا انجام شده است در کشور مثل افغانستان موضوع زبان قوم نژاد خیلی مسئله حساسیت بر انگیز است بنابر آن کشورهای ذیدخل از میتود نفاق فگنی بین اقوام استفاده کردند.
در طول تاریخ افغانستان توسط زمام داران این پروسه ها ی آنان برای عناصر خارجی اجرا شدحق اقلیت هاپامال گردید کوشش شدکه آنها از تما م موضات اجتماعی محروم بماند این خود بخود آن عده کسانی که از حقوقی خود محروم مانده بود وادار به بدست آوردن حق شان میکردند که در نتیجه جنگها آغاز میشد
طالبان نیز در همین استراتژی شامل بود که در یک مدت عرض اندام کرده و بعد از یک مدت کوتا منزوی گردید. نتیجه استبداد اکثریت بر اقلیت گره های فراوان اجتماعی را بوجود آورده. که همین موضوع ساکن شدن کوچی ها را درسالهای متمادی به هزارجات نشان میدهد.
درمدت ۳ سال است که کوچی در فصل بهار برای غارت کردن کشت زارهای مردم در مناطق هزاره جات کوچ میکند که در نتیجه به مقاومت مردم ساکن درآنجا مواجه میشود . درین زدوخود ها ده ها نفر از دوطرف به قتل رسیده آنان را کوچی نمیتوان گفت زیرا همه تجهیزات نظامی را در اختیار دارد مشخص است که آنان از یک گروه ویک کشورخاص حمایت و پشتبانی میگردد.
کوچی های افغانستان به اساس قانون نباید مسلح باشد وحتی برای دوران عسکری معافیت دارد. از قرار دیده میشود تمام کسانی که در هزاره جات به چهره کوچی می آیند چهره جدید از طالبان است.
از سوی دگر گفته میشود که به خاطربروز این حوادث هیئتی متشکل از بخش های مختلف دولتی وغیر دولتی تعین شده هنگامیکه آنان بخاطر میانجگری به منطقه می رسند از طرف کوچیها مورد حمله قرار میگیردکه در نتیجه آنان مجبور به ترک منطق شده و در یک جای امن تر میروند. با این حال ما میبینیم آنان چهره کاملاً متفاوت با کوچی را دارد.


